آب بازی حسنا جون
وسط تابستون ، یه روز خیلی گرم ، حسنا جون شما با دخترهمه های سه قلوت و پسرعمه محسن و بچه های دیگه فامیل ، حسابی آب بازی کردی و لذت بردی . اینجا اول آب بازیه و بچه های بزرگتر رو داشتن خیس میکردن و شما هم یه خورده بهت آب پاشیده میشد بدت نمی اومد. و حالا نوبت شما شد که کامل خیس شی . یه گوشه رفتی پناه گرقتی. البته مثل اینکه از آب بازی خوشت اومده بود و با اینکه در حین فرار قبلی یه لنگه از دمپاییتو گم کرده بودی رفتی تو خط مقدم تا دوباره پسرعمه خیست کنه . از اونجایی که پسرعمه محسن زیاد تو خیس کردن بچه ها وارد نبود و کم خیس میکرد ، باباش که دا...









